هاوش
۰۷-۲۹-۱۳۸۸, ۰۸:۳۲ بعد از ظهر
يک قدم
دو قدم
صد قدم
هر مقدار که بتوانيد بشماريد
من از صداي ققنوس هم دورترم
جايي که در تقاطع باد های جهان ایستاده ام
و تو پشت پلک هايت پنهان مي شوي
من
جنازه گمشده
که تصوير آينه وجودم را مصرانه تکذيب مي کند
شبی بزرگ پشت در ایستاده است
آ ن گاه که پرده ها پنجره را خاتمه می دهند
ببین
مردمي که از دستانشان پرده برداري مي کنند
که ديگر خوب بفهميم
همشان در زندگيمان دست داشته اند
من و تو
دو جنازه گم شده
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به گوشواره هايت بگو تکان بخورند
اينجا
ماهي قرمز مرده
هنوز هم نفس مي كشد
دو قدم
صد قدم
هر مقدار که بتوانيد بشماريد
من از صداي ققنوس هم دورترم
جايي که در تقاطع باد های جهان ایستاده ام
و تو پشت پلک هايت پنهان مي شوي
من
جنازه گمشده
که تصوير آينه وجودم را مصرانه تکذيب مي کند
شبی بزرگ پشت در ایستاده است
آ ن گاه که پرده ها پنجره را خاتمه می دهند
ببین
مردمي که از دستانشان پرده برداري مي کنند
که ديگر خوب بفهميم
همشان در زندگيمان دست داشته اند
من و تو
دو جنازه گم شده
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به گوشواره هايت بگو تکان بخورند
اينجا
ماهي قرمز مرده
هنوز هم نفس مي كشد