PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : مراسم تاسوعا و عاشورا در بیرجند


hadis
۰۹-۱۷-۱۳۸۷, ۰۴:۵۴ بعد از ظهر
مردم بیرجند از لحاظ مسائل دینی و مذهبی مردمان پایبند و معتقدی هستند.تجلی این باور و ایمان در زندگی روزمره و برخوردهای اجتماعی ایشان محسوس و بسیار زیباست.

بیرجند در ماههای رمضان و محرم و اعیاد و سایر مناسبت های اسلامی بسیار فعال است.در ماه محرم جوش و خروش هیئت های عزاداری و برگزاری مراسم عزاداری امام حسین (ع) با شور و عشق غیر قابل توصیفی از سوی جوانان و دوستداران اهل بیت، حال و هوای دیگری به شهر می بخشد.به خواست خدا امسال توفیق شرکت در مراسم تاسوعا و عاشورای حسینی را در بیرجند داشتم که باعث شد از نزدیک و در بین سوگواران ابا عبدالله به عظمت و شکوه این مراسم و عشق خالص و بی ریای نهفته در آن پی ببرم.همچنین در اعیاد اسلامی همچون اعیاد شعبانیه،مردم با چراغانی کردن خیابان ها و معابر و پخش شربت و شیرینی،به جشن و سرور می پردازند.


[Only Registered And Activated Users Can See Links]




دکتر محمد حسن گنجی استاد دانشگاه در مورد نحوه برگزاری مراسم عزاداری ایام محرم در گذشته، میگوید:

بیرجندیها همیشه سخت پایبند شعائر مذهبی و اصول شیعی بوده اند و این خاصیت به سبب همجواری جغرافیایی آنان با اهل سنت بیشتر در آنها تقویت شده و ریشه دوانیده است.در آن زمان از اول ماه محرم الحرام تا 28 صفر المظفر که قتل امام حسن مجتبی(ع) است،مجالس عزاداری مفصلی میگرفتند.به این معنی که روضه خوانی در تمام این دو ماه به تفاوت از یک تا چند هفته در خانه های اغنیا بر قرار بود.مهمترین این رو ضه خوانی ها مخصوص حسینیه شوکتی بود که به مدت بیست روز اول تا بیستم ماه محرم با تعزیه خوانی و اطعام مساکین و مستمندان و حتی اغنیا توام بود.معمولا ده روز اول در ساختمانی در داخل قلعه بالایی بیرجند که در آن زمان محصور بود و از در بزرگی که جنبه تاریخی داشت در آن رفت و آمد می شد،بر پا می گردید.این ساختمان را که بعد ها به مدرسه دخترانه مبدل شد و فعلا (سال 78)محل یک کارگاه قالی بافی است،درآن زمان عمارت کهنه می نا میدند و این نام در مقابل عمارت نو که همان حسینیه و مدرسه شوکتی،باشد به کار می رفت.این ساختمان در ایام سال،محل سکونت کارگزار بیرجند بود و کارگزار مامور عالی رتبه ای بود که به خاطر سرپرستی و رتق و فتق امور مربوط به اتباع خارجه،از تهران ماموریت می یافت.

در ده روزه اول محرم در این ساختمان که محوطه نسبتا کوچکی داشت،مجالس عزاداری توام با تعزیه بر پا می شد.در روز ششم و هفتم محرم دسته های عزادار از محله های مختلف شهر حرکت کرده به محل تعزیه می آمدند.این دسته ها با آهنگ و شیپور و طبل حرکت می کردند و عزاداری آنها از سینه زدن و نوحه خواندن تجاوز نمی کرد.در بیرجند آن روزها در عزاداری ها زنجیر زنی معمول نبود و این کار از سالهای 1300 به بعد مرسوم شد.عزاداری و تعزیه متصل روز عاشورا در میدان قتلگاه که میدان بزرگی بود،بین ساختمان های قشونی و قبرستان بالای ده برگزار می شد.

عاشورای حسینی در بیرجند

در روز هشتم دسته مدرسه شوکتیه هم به راه می افتاد که تمام شاگردان مدرسه و معلمان سیاهپوش شده،در آن شرکت می کردند.شبها تمام دسته هاچهل چراغ داشتند که مجموعه ای از فانوس های نفتی کوچک بود که به سه چهار تخته موازی و روی هم رفته استوانه ای شکل بسته می شد و یک عزادار قوی پنجه،آن را در جلو صف عزاداران حمل می کرد.بعد انواع علم و کتل که معمول همه جا بود،جلو عزاداران به حرکت در می آمد.شب عاشورا دسته های مختلف به مجالس مختلف عزاداری می رفتند.ولی دسته مدرسه شوکتیه تنها در مسجد عاشورای بیرجند حضور می یافت و در آن جا چند نوجوان خوش آواز نوحه سرایی می کردند.

تعزیه روز عاشورا که در صحرای خشک و سوزان تابستان بیرجند به واقعه اصلی صحرای کربلا خیلی شباهت پیدا می کرد،با تفصیل برگزار می شد و از ساعت 8 صبح تا یک بعد از ظهر به طول می انجامید.در تمام مدت،تعزیه توسط سید بلند قد عالی قدری به نام نقیب اداره می شد و او با معاونانش که در آن زمان آخوند سالک بود،تعزیه گردانی را با مهارت انجام می دادند.در روز قتل و ده روز دوم تعزیه محرم،دسته موزیک نظامی هم در تمام مراحل به دستور نقیب قطعاتی مهیج در موقع جنگ و جدال،و حزن انگیز در موارد مصیبت می نواخت.بازیکنان صاحبان تعزیه صاحبان حرفه های مختلفی بودند که به خاطر قد و قامت رسا یا صدای دلچسب یا سابقه پا منبری خوانی و بالاخره به علت وابستگی هایی وارد جمع شده بودند.تمام شرکت کنندگان در تعزیه به لباسهای رسمی ملبس بودند و اغلب آنها زره و کلاه خود مزین به پر طاووس و سپر و شمشیری مناسب حال و مقام خود حمل می کردند،با این تفاوت که امام حسین (ع) و شهدای صحرای کربلا همه زره و کلاه خود خود را روی پیراهن بلند سفید یا سبز می پوشیدند،ولی معاندان و مخالفان آنها که نوعا شمر نامیده می شدند،همه پیراهن قرمز بر تن داشتند.بیشتر آنها مخصوصا کسانی که نقش حضرت امام حسین(ع) و شمر را بر عهده داشتند،کمتر عوض می شدند تا حدی که قیافیه آنها برای همیشه در ذهن بیننده نقش می بست.در تشریفات روز عاشورا تمام امرا و حکام و روحانیون و روسای رده بالای نظامی با پای برهنه و سر گل مالیده از اول تا آخر شرکت می کردند و در مراجعت به دست چند نفر از شاگردان مدرسه شوکتیه نیزه هایی می دادند که سر کشته ها که ساختگی بود،بر آنها قرار داشت.در ده روز دوم ماه محرم،عزاداری و تعزیه در عمارت نو که همان حسینیه یا مدرسه شوکتیه باشد،برگزار می شد.در آن ده روز موضوع تعزیه سوانح سبک تری مانند بردن اسرا به شام و دربار یزید ملعون و امثال آن بود.محیط حسینیه که برای همان منظور تعزیه بنیان گزاری شده بود،فضای بسیار مناسب و فراخی داشت.وسط حیاط حسینیه سکویی به ابعاد 10*10 متر در حدود یک متر بالاتر از کف حیاط ساخته شده بود که دورادور آن را حوضی به عرض دو متر احاطه کرده بود و این حوض مظهر قنات قصبه بیرجند بود که اول بار آبش آنجا ظاهر می شد.اطراف این حوض و در غرفه های متعدد دو طرف،تماشاچیان می نشستند.غرفه های متعدد طبقه بالا مخصوص بانوان بود.

از مسائل جالب وایسته به تعزیه خوانی در عمارت نو،موضوع چادر حسینیه بود.این چادر که مخصوص ساختمان و از کرباس بسیار محکم و چند لا فراهم شده بود،از قسمت خارج طنابهای محکم به تعداد زیاد با چرم به آن دوخته بودند و از داخل نقش های بسیار و وحوش دیگر،همراه طرح های هندسی رنگارنگ به آن اضافه کرده بودند.هنگام به پا کردن این چادر که لابد روی همرفته چندین خروار وزن داشت،تمام برزگران بیرجند شرکت داشتند و چنین می نمود که این خدمت به مراسم عزاداری از و ظایف سنتی همان صنف بود.برای نگهداری چادر،دیرکهای 25-20 متری بسار تنومندی که هر یک باقیمانده یک کاج یا سروی صد ساله بود-معلوم نیست از کدام سرزمین دور آورده بودند و احتمالا از هندوستان یا از روسیه زیر چادر قرار می دادند.وظیفه برزگران این بود که با اجرای دستور سالار یا بزرگ کشاورزان اول چتدر را پشت بام حسینیه در طول ساختمان پهن کرده و سر دیرک ها را در جای مخصوص که از چرم بود و کماچک می گفتند قرار داده،سپس طناب ها را از یک سمت در محل مقرر به دیوار قلعه ببندند.بعد یک عده صد نفری از سمت دیگر حسینیه طناب های آن سمت را با هماهنگی همراه صلوات و شعر خوانی بکشند تا دیرک ها به حالت قائم درآمده و چادر تمام فضای حسینیه را بپوشاند.آن وقت بود که کار این صنف تمام می شد تا روزی که باید با تشریفات مشابهی چادر را جمع و تا کرده برای سال بعد در دالان حسینیه روی یک سکوی چوبی قرار دهند.

در تمام مدت عزاداری هر روز و هر شب حدودا به پانصد نفر از مستمندان غذا می دادند.علاوه بر این در تمام این مدت بر طبق برنامه ای منظم به خانه جمیع اعیان و روحانیون و اصناف شهر مجموعه هایی از غذا می فرستادند.برای تهیه این همه غذا،آشپز خانه بزرگی جنب حسینیه قرار داشت که به آن کارخانه می گفتند و در آن دیگ های بزرگ مسی و انواع لوازم آشپز خانه توسط آشپزهای متخصص مورد استفاده قرار می گرفت.لازم به یاد آوریست که تمام هزینه های این عزاداری با شکوه از محل موقوفاتی تامین می شد که بانیان آن به همین منظور از خود به یادگار گذارده بودند.

ظروف مسی این مو قو فات که همه با مهر " وقف حسینیه شوکتیه " ممهور بود،در ایام ماه محرم همه جا دیده می شد.

مردم بیرجند از اول محرم تا شهادت امام حسن (ع) را ایام عزاداری می دانستند و این تاریخ دوم را به نام "چهل و هشتم" یعنی چهل و هشت روز بعد از واقعه عاشورا می نامیدند و در این فاصله ممکن نبود که هیچ نوع مجلس جشن و سروری از قبیل نامزدی و عقد و عروسی و ختنه سوری و امثال آن راه بیاندازند.

hadis
۰۹-۱۷-۱۳۸۷, ۰۴:۵۵ بعد از ظهر
[Only Registered And Activated Users Can See Links]